بدون عنوان
خوشگل های مامان سلام.امروز پنج شنبه است.دیشب رو خوابیدم .ممنونم که کمکم کردین.قربون صبر و قدرت پسرم برم که یه آه نگفت دیشب به سمت اون خوابیدم.خودم فدای ناز دخملیم رو می کشم که وقتی به سمتش می خواستم بخوابم هی سفت می کردو ناز می داد.صبح به بابایی گفتم.به هر دو تون افتخار کرد.رفته کارخونه.سرش شلوغ.قول داده امروز زود بیاد بریم واسه شما شیطون ها کادو بخریم و حالا ببینیم چی می شه.دیشب زندایی اینجا نبود.اس ام اس داد که شما رو ببوسم.ولی چجوری رو نمی دونم.تازگی ها خیلی وول می خورین.شکمم عین یه توب بزرگ شده.هیچی دیگه اندازم نیست.از دست شماها!!هفته دیگه دکتر زمان دقیق تولدتون رو بهم می گه.خیلی دوست داشتم طبیعی باشه.اما دکتر می گه ریسکش بالاست.هر چی خد...


